![]() |
![]() |
|
| در همه چيز فقط تقريبا هستيم ! |
|
« .... ادم چه دیر میفهمد. من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتا"... ایران مادران خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر ... و همین . »
|
|
بچه که بودم از هویجی که مامانم می ریخت تو سوپ بدم می اومد بچه که بودم از کفی که مامانم تو حموم می مالید به صورتم بدم می اومد بچه که بودم از اینکه به زور مامانم بعد از ظهر می خوابوندم بدم می اومد.. ... امروز دوست دارم مامانم تو سوپم هویج بریزه صورتمو کفی کنه و بعد از ظهر بخوابونتم !
(برای ۴ تیر - با تاخیر...)
|
|
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست ...
|
|
نگاهم که می کنی خون به گونه هایم می دود و باور می کنم من هم زیبایم . نزدیکتر بیا نه با چشم ها برای داوری .
|
|
کم کن فاصله ات را به پائین بیا شاید اگر به زمین برسی بهانه ای شوی
این روزها...
|
|
این روزا همه چی یادم می ره ... مثلا" امروز صبح وقتی داشتم بهش خیانت می کردم یادم نبود که عاشقشم !
|
|
اگر بچه نداری پس خبر هم نداری که خریدن یک جفت کفش کوچولوی ورزشی برای بچه یعنی چه.. مثلاْ یک جفت کفش ورزشی Nike .
|
|
...شب می آید و آرزوها را می خواباند. دستم باز نیست تا بیداری را از مزرعی رسیده ء خورشید درو کنم.
|
|
... و بازگشت او را انتظار می کشیدم در فضائی که بی رحمانه تهی بود ... وچنان که گفتی از چشم به راهی با ایشان سودی هست و لذتی... و جز این هیچ نیست.
|
|
مثل آفتاب نیمه شب كه نيست ـ نیستی... وگر هستی جماعتی را از ستارگانش محروم می کنی...
|
|
سلاخی دیدم زار می گریست.. به قناری کوچکی دل بسته بود..
|
|
حتا بگذار آفتاب نیز برنیاید به خاطر فردای ما ـ اگر ـ بر ماش منتی است... |
|
با من بیا ... قول می دهم تجاوزهای وحشیانه را کنار بگذارم ..
|
|
وه که جهنم نیز چندان که پای فریب در میانه باشد زمزمه اش ناخوشایندتر از زمزمهء بهشت نیست...
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
8/22/2008 - 9/21/2008 6/21/2008 - 7/21/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 10/23/2007 - 11/21/2007 9/23/2007 - 10/22/2007 |
|
RSS
|